عشق
love
سال ها پرسيدم از خود کيستم؟ آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چيستم؟ تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه
ديدمش امروز و دانستم کنون او به جز من ، من به جز او نيستم
اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه
من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه
آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه



