تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic عشق

عشق

love

من دلم تنگ کسیست که به دلتنگی من می خندد

باور عشق برایش سخت است ...

ای خدا باز به یاری نسیم سحری

می شود آیا باز دل به دل نازک من بربندد ...

نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 19:27 توسط js| |

او را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون او پاک هست می توانم او را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار شود و وقتی که نیست بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادش رنگ بزنم

نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 19:23 توسط js| |
سلام شرمنده نرسیدم مطلب بفرستم اخه یه شکست عشقی خوردم یه توصیه هیچ وقت عاشق نشید

 

مرگ بر عشق

نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 12:21 توسط js| |

سال ها پرسيدم از خود کيستم؟ آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چيستم؟
ديدمش امروز و دانستم کنون او به جز من ، من به جز او نيستم


نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 20:10 توسط js| |

تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 10:9 توسط js| |

من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه

اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه

من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه

آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه

نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 9:57 توسط js| |

شبي به دست من از شوق سيب دادي تو

نگو كه چشم و دلم را فريب دادي تو

تو آشناي دل خسته ام نبودي  حيف

و درد را به دل اين غريب دادي تو.

نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 9:56 توسط js| |

کاش میشدغربت دل را شکست

شیشه عمر شقایق را شکست

کاش میشد در سکوت مرگبار زندگی

آن طلسم بی وفایی و جدایی را شکست

نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 19:50 توسط js| |

دل

دلم براي کسي تنگ است

 که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

دلم براي کسي تنگ است

 که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند

دلم براي کسي تنگ است

 که تنم آغوشش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است

 که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند

دلم براي کسي تنگ است

که دوستش دارم و خواهم داشت

نوشته شده در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 20:27 توسط js| |

یك بار پسری حین صحبت با دختری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داردلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

 واسه چی عاشقمی؟

تو هیچ دلیلی رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم

ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،
همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

پسر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون پسر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

دختر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون


عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه كه نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم عشق واقعی هیچوقت نمی میره این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره "عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم
"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه"

 

نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 21:6 توسط js| |

اگه خواستی از من بدونی اگه خواستی من رو پیدا کنی میگم:
تو دل شب تو تاریکی غوطه ور شو که به تنهایی برسی
به شهر تنهایی شهر تنهایی یه جاده داره به نام سکوت
سنگ سختی که وسط جاده صامت و خاموش افتاده
پیکر نابود منه

نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 21:4 توسط js| |

نشانی

من نشاني از تو ندارم، اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: در

عصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار خيابان غربت را پيدا کن

و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو کلبه ي غريبي ام را پيدا کن ،

کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهاي رنگي ام! در کلبه را باز

کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا

خواهي ديد با بغضي کويري که غرق عصاره ي انتظار پشت ديوار

دردهايم نشسته

نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 11:22 توسط js| |

عشق راباورکن

گفتم بمون با من

گفتي با تو كار ندارم

گفتم بابا دوست دارم

گفتي اما من ندارم

گفتم آخه من چه كنم

گفتي برو من كار دارم

گفتم ديگه دستات سردي نداره

گفتي يكي به اون گرميو داده

گفتي قلبت دردي داره

گفتم عزيزم نكنه مشكلي داره

گفتي نه اينجا جايي واسه تو نداره

گفتم باشه دردتو دوا مي كنم

گفتي منم جاتو واسش پر مي كنم

رفتيو بي اعتنا ازم گذشتي

با رفتنت آتيش به جونه من زدي

دوست دارم يه عالمه

جونه جعفر منو اينجا يادت نره

نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 11:16 توسط js| |

عقربه

یادم هست که گفتی مثل ساعت ساعت منظمی...

وحالا فهمیدم ام عقربه های عشقت باعث میشود

هرگز هم روی حرفایت نهم نا یستی.

اما...

با آنکه زیر الوار غرورت له شدم اما باز هم

عاشقانه دوستت دارم

قلب

هر وقت تنها میشم میام،میام پشت در قلبت،

هی در میزنم. پس بدون هر وقت قلبت میزنه،

بدون منم

نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 11:12 توسط js| |

 

روزی دروغ به حقیقت گفت:میل داری با هم شنا کنیم؟

حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول او را خورد.آن دو با هم به کنار ساحل رفتند.

حقیقت لباسش را درآورد، دروغ حیله گر فورا" لباسهای او را پوشید.از آن روز به

بعد همیشه حقیقت

عریان و زشت است و  دروغ در لباس حقیقت زیبا و فریبنده.

واقعا"حقیقت چیست؟

نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 11:10 توسط js| |
 

دارم از چشات ميخونم

باورش سخته هنوزم

تو نباشي تو شعرام

من ديگه از كي بخونم

حالا كه ميخوام بموني

شعر رفتنو ميخوني

قلب من عاشقترينه

اينو از چشام ميخوني

دست تو تو دسته من بود

نميدونم كي تورو ازم گرفت

نميدونم كه كدوم نگاهه شوم

قصه ي جدايي رو برام نوشت

حالا كه ميخوام بموني

شعره رفتنو ميخوني

قلب من عاشق ترينه

اينو از چشام ميخوني

قلب من عاشق ترينه

اينو از چشام ميخوني

نوشته شده در یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 20:13 توسط js| |

56556789567893789378___
________46387354561816181318___
________56867893758765987689___
_______________575654&_________
_______________7634566_________
_______________5643565_________
_______________7645487_________
_______________4863133_________
_______________4689461_________
_______________8745879_________
________56556789567893789378___
________46387354561816181318___
________56867893758765987689___
_______________________________
_______________________________
_______________________________
___172254532_______________
_2125445335332588______________
741353322222221388_____________
4523322222222211246_____________
03233222222222221111222223499____
6412222222222222233555555532508___
29122222222222222222333332332188__
_83122222222222222222222222217288_
_6911222222222222222222222221__485
__831122222222222222222222227__388
__58212222222222222222222211___088
___80172222222222222222227____888_
____867222222222222221______0888__
____18512222222211_______488886___
_____887777__________68888887___
______88________508888888______
_______85488888888885_________
______________________________
______________________________
______________________________
___56546_____________78768____
___67887_____________67678____
___68699_____________89899____
___68787_____________74486____
___46786_____________87766____
___78641_____________87545____
___54584_____________48672____
____7978_____________4664_____
____7899_____________7456_____
_____789_____________890______
______90_____________78_______
_______90___________90________
________907_______799_________
__________809___899___________
____________89004_____________

نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 14:17 توسط js| |
................ ٭ §٭ §٭§٭
.......... ٭ §٭ .............٭ §٭
.........٭ §٭ ................ ٭ §٭ ...................٭ §٭ §٭ §٭
....... ٭ §٭.......................٭ §٭.......... ٭ §٭ .............٭ §٭
....... ٭ §٭..........................٭ §٭ .... ٭ §٭ ...................٭ §٭
....... ٭ §٭ ..........................٭ §٭٭ §٭ .........................٭ §٭
........ ٭ §٭..............................٭ §٭ ..............................٭ §٭
......... ٭ §٭ ................................................................٭ §٭
........... ٭ §٭ ..............................................................٭ §٭
............. ٭ §٭ ..........................................................٭ §٭
............... ٭ §٭ .......................................................٭ § ٭
................. ٭ §٭ ...................................................٭ §٭
................... ٭ §٭ ...............................................٭ §٭
..................... ٭ §٭ .........................................٭ § ٭
........................٭ §٭ ....................................٭ §٭
......................... ٭ §٭ ..............................٭ §٭
.............................. ٭ §٭ ......................٭ §٭
.................................. ٭ §٭ .............. ٭ §٭
..................................... ٭ §٭ .........٭ §٭
........................................ ٭ §٭..٭ §٭
...............................................٭ ٭
نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 13:53 توسط js| |
زندگي قصه مرد يخ فروشي است که از او پرسيدند:فروختي؟ گفت: نخرديدندتمام شد
اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن
اگر خداحافظي در راه است سلام نكن
اگر دستي را گرفتي رهايش نكن
دفتري که بسته شد ديگه بازش نکن
قلبي که شکسته شد ديگه نآزش نکن
نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 13:46 توسط js| |

صدایم کن
ای صدای تو شیشه ی شب را سنگ ویرانی
صدایم کن
ای صدای تو پرده ی شب را چنگ ویرانی
خوشا با صدای تو از خود گذشتن
صدایم کن
صدای تو خنجر
صدای تو سنگر
از این دام وحشت رهایم کن
بخوان آواز همیشه سبز رها شدن از شب بسته
که تا شکوفد گل های سرخ ترانه بر هر لب بسته
به جشن طلوع گل و نور و گندم
صدایم کن
در این فصل گلگون
در این باغ پرپر
برای شکفتن رهایم کن
ببین شب خون
به شهر گلگون
چگونه دشنه می بارد
بخواند تا بخوانم
سرود شکفتن
که شام خون ، سحر دارد
صدایم کن
ای صدای تو بانگ بیداری در دیار ما
صدایم کن
ای صدای تو شعر سرخ خشم تبار ما
خوشا با صدای تو از خود گذشتن
صدایم کن
صدایم کن

نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 13:43 توسط js| |
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic